۶

ارزیابی و تغییر استراتژی

گام ششم در مسیر تحول هوشمند سازمانی

حالا که استراتژی را به عملیات پیوند زدی، وقتش رسیده که یک قدم به عقب برداری و به کل مسیر نگاه کنی.

اگر مراحل قبل را به صورت منظم و منسجم اجرا کرده باشی، بعد از یک دوره زمانی یک‌ساله، باید به تلاش‌های گذشته‌ات نگاهی بندازی تا از موفقیت‌ها و شکست‌هایی که داشته‌ای درس بگیری. این مرحله، جایی است که سازمان توانایی خود را در پایش، تحلیل و بازطراحی استراتژی ارتقاء می‌دهد تا تصمیم‌هایی هوشمندانه‌تر اتخاذ شود.

نگاه به مسیر طی‌شده / داشبورد بلوغ

گام اول: سنجش بلوغ فرایند مدیریت استراتژی

اولین گام، سنجش بلوغ فرایند مدیریت استراتژی است. این ارزیابی نشان می‌دهد سیستم مدیریت استراتژی در چه سطحی از استانداردسازی، یادگیری و نوآوری قرار دارد.

نتایج این ارزیابی را می‌توانی در داشبورد بلوغ فرایند مدیریت استراتژی مشاهده کنی. این داشبورد، تصویری روشن از وضعیت بلوغ هر یک از مؤلفه‌های این فرایند ارائه می‌دهد تا با شناسایی نقاط قوت و نواحی قابل بهبود، مزیت‌های فعلی را تثبیت، نواحی نیازمند بهبود را برجسته و در نهایت برنامه‌های جدیدی را به صورت هدفمند طراحی کنی.

تحلیل روابط علّی و همبستگی سنجه‌ها

گام دوم: تحلیل روابط علّی استراتژی

حالا نوبت به تحلیل روابط علّی استراتژی رسیده. با شبیه‌سازی سناریوهای روابط علت و معلولی بین متغیرها در منظرهای نقشه استراتژی، می‌توانی میزان درستی فرضیه‌هایی را که در مرحله دوم (توسعه و طرح‌ریزی استراتژی) طراحی کرده‌ای، ارزیابی کنی و اثرات زنجیره‌ای آن‌ها را درک کنی.

در کنار این تحلیل، باید همبستگی سنجه‌های استراتژیک را هم تحلیل کنی تا مشخص شود ارتباط میان شاخص‌های عملکرد تا چه حد معنادار است. این دو تحلیل به تو کمک می‌کند پیامدهای تصمیم‌های استراتژیک را بهتر پیش‌بینی کنی و بر شاخص‌های مؤثرتر تمرکز کنی.

نتیجه این درک عمیق‌تر از پویایی بین متغیرهای سیستم، به تو امکان می‌دهد تا هم‌افزایی‌های موجود را تقویت و نقاط ضعف را اصلاح کنی. مثلاً ممکن است به این نتیجه برسی که برخی از شاخص‌ها (سنجه‌های استراتژیک) را به کلی تغییر داده و سنجه‌های جدیدی را جایگزین آن‌ها کنی.

خوشه‌بندی داده‌ها و الگوهای تصمیم‌گیری

گام سوم: طراحی الگوهای تصمیم‌گیری

حالا با استفاده از یافته‌های گام قبل، می‌توانی ابتکارات خلاقانه‌تری را طراحی کنی. یکی از این اقدامات، خوشه‌بندی و طبقه‌بندی داده‌های استراتژیک است. با این روش، داده‌های پیچیده به گروه‌های قابل مدیریت تبدیل می‌شوند و الگوهای پنهان آشکار می‌گردد.

روش دیگر، تحلیل و طراحی الگوهای تصمیم‌گیری است که مسیرهای هوشمند و مبتنی بر داده را برای انتخاب بهترین گزینه‌های استراتژیک برای تو ترسیم می‌کند.

در نهایت، باید نتایج این داده‌کاوی‌ها را به اقدامات عملی و ارزش‌آفرین در پروژه‌های تحولی یا فرایندهای کلیدی تبدیل کنی.

الگوهای تصمیم‌گیری

گام چهارم: داستان‌گویی استراتژیک

آخرین اقدام در این مرحله، مستندسازی تجارب موفق به شیوه‌ای جذاب، خلاقانه و قابل بازیابی برای مدیریت دانش است.

برای این کار، ابتدا باید داستان‌هایی واقعی از موفقیت‌ها و چالش‌هایی که در مسیر اجرای استراتژی داشته‌ای، شناسایی کنی و آن را به ابزاری الهام‌بخش برای درگیر کردن کارکنان و ذی‌نفعان تبدیل کنی.

وقتی برترین داستان‌ها را انتخاب کردی، باید سناریوهای داستان‌گویی را طراحی کنی. این سناریوها روایت تغییر را ملموس و باورپذیر می‌سازند و نقش هر فرد را در آن روشن می‌کنند.

در نهایت، باید ابتکارات داستان‌گویی استراتژیک را برای تبدیل کردن آن به یک دارایی ارزشمند در فرایند مدیریت دانش سازمانت طراحی کنی. این ابتکارات، داستان‌گویی را به بخشی از فرهنگ سازمانی بدل کرده و استراتژی را از متنی خشک به تجربه‌ای زنده تبدیل می‌سازد.

داستان‌گویی استراتژیک
یادت باشد: ارزیابی و تغییر، پایان کار نیست؛ شروع یک دور جدید از تحول است. هر بار که این چرخه را طی می‌کنی، سازمانت هوشمندتر، چابک‌تر و آماده‌تر برای آینده می‌شود.